نوّاب معظّم اليه منسوب شده بود ، و در ماهى پانصد روپيه مواجب به او مىرسيد ، اگرچه او نيز جوانى است كم تجربه و لكن احوال سابقهء خود را فراموش نكرده ، و نيز آنقدر ساده مزاج و سبك روح واقع نشده است ، و اغلب فيما بين ايشان منازعه بود ، و در خدمتش برادر كوچك ملّا ميرزاى اسدآبادى - كه نامش در اين وقت به خاطر نيست - ملّازم بود و به رحمت ايزدى پيوست .
اولاد سيد احمد على خان مازندرانى
و از جملهء نيكان و اخيار و بزرگان « 1 » ابرار آن ديار بودند اولاد امجاد مرحمت و غفران پناه سيد احمد على خان مازندرانى كه روزگارى را به عزّت مىگذرانيدند ، و در سلك مقرّبان و كارداران سركار جناب عالى بودند ، حسب الخواهش ايشان سه چهار ماه در خانهء آنها مقام داشتم ، در شرايط مهربانى و اخلاص از خود به قصور راضى نشدند و اغلب اوقات انيس و جليس من بودند ، و « مختصر نافع » و « الفيهء ابن مالك » را نزد من مىخواندند ، طبع سليم و ذهن مستقيم دارند .
فيّاض على خان
و در آن اوقات عالى جناب فضيلت مآب مقدّس كامل و عالم عامل فيّاض على خان كه از منسوبان مشير الملك است ، در اغلب ليالى به جهت تحقيق مسائل و مصاحبت نزد من مىآمد ، و هميشه خاطر حزين را از طرائف
هامش
( 1 ) بزرگان : در « ب » نيامده است .