تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و بعضى مىگويند كه : مسكر است ، و لكن در اين وقت سكر او كمتر است ، و در اين امكنه هركس از اين فقير از حكم آن استفسار كرده است نظر به اختلاف مردم در بيان كيفيّت آن به ترديد جواب داده‌ام ، و حاصل آن آن است كه حرمت آن داير مدار صفت سكر است ، هروقت كه متّصف به اين وصف شد حرام است ، والّا حلال است .

احوال « 1 » محمّد على خان زند و علّت سكونت او در دكهن

و در آن شهر بود محمّد على خان خلف على مراد خان زند كه مشير الملك چنان كه سبق ذكر يافت - نظر به دور انديشى و كثرت خوفى كه از بزرگان داشت - هميشه در اين فكر بود كه اعوان و انصار بسيار از جهت خود مقرّر نمايد ، چون محمّد على خان در ايّام آصف الدوله مرحوم - كه فيضش به هر خس و خارى مىرسيد - به حال تباه از سمت لكهنو و بنگالا « 2 » مراجعت كرد ميرزا كاظم نامى از اهل اصفهان كه بسيار صاحب هوش و مدبّر بود ، به جهت گذران كار از براى او سامان و دستگاهى چيده روانهء سمت دكهن شد ، چون قريب به مشير الملك رسيد پيشتر رفته از رنگها و حيله‌هاى اهل اصفهان اندكى را به كارش برد . از آن‌جاكه : مردم هند تمام غريب پرورند « 3 » ، خاصّه آنكه كسى بعضى
هامش
( 1 ) احوال : در « الف ، د » نيامده است . ( 2 ) بنگاله : « الف ، د » . ( 3 ) پرورده‌اند : « الف » .