تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
رفتار و فروتن و متواضع و خجسته كردار « 1 » بود ، و به گفتن شعر فارسى شوق تمام دارد ، و نيكو مىگويد ، با منش از به دو ورود تا اوان خروج در حضور و غياب نهايت دوستى و يگانگى و اتّحاد بود ، در هر امرى كه به او مىگفتم « 2 » در انجاح آن از خود به قصور راضى نمىشد ، و مدّت دو سه ماه در باغ او منزل داشتم .

اعتصام الدّوله

و از آن جمله بود : نوّاب مقدس القاب اعتصام الدوله بهادر ، وى با اولاد امجادش نهايت مقدّس و صالح و عابد و زاهدند ، همه را با من محبّت به حدّ كمال بود ، به خدمت انشاء در سركار جناب‌عالى قيام داشت .

خدابخش بيك « 3 »

و از آن جمله بود : عاليشان معلّى مكان خدا بخش بيك خلف حاجى قربان تبريزى كه در آن بلده به تجارت مشغول ، و صاحب سرمايهء خطير و بلند همّت و در امور خود نهايت مضبوط بود ، و در طريقهء جوانمردى يكتا و در دوستى و اتحاد ثابت و بىهمتاست ، با منش مودّت و اخلاص بسيار است ، در غياب و حضور در انجاح خدمات من از خود به قصور راضى نيست .
هامش
( 1 ) خجسته كردار : در « ب » نيامده است . ( 2 ) با وى گفتم : « الف ، د » . ( 3 ) عنوان : در « الف ، ج ، د » نيامده است .