آقا حسن خراسانى « 1 »
و از آن جمله بود : آقا حسن خراسانى كه او نيز به تجارت مشغول و نهايت مقدّس و صالح و امين است ، و در نظر دوست و دشمن اعتبار كلّى دارد ، هميشه آرزوى مهاجرت از آن بلده و رفتن به عتبات را داشت ، در اين اوقات شنيدم كه از آن شهر رفته است ، با منش نهايت اخلاص بود ، و از اين قبيل مقدّسين در آن شهر بسيارند ، و همه اوقاتى به رفاهيت دارند .
ضعيفهء فاحشهء متموّله « 2 »
و شاهد بر مرفّه بودن خلق و خوش رفتارى حكّام آن است كه در آن بلده ضعيفهاى هست از طايفهء فواحش « چندا » « 3 » نام ، مشير الملك به تقريبى او را مورد غضب خود كرده ، قريب به هشتاد لك روپيه از نقد و جواهر و اجناس از او گرفت ، و باز حسب الالتماس بعضى ، تمام را به او مسترد نموده بود ، و بيست زنجير فيل بر در خانه او بسته است ، و قريب به پانصد نفر ملازمان و چاكران دارد ، و شبى هزار روپيه اجرت رقص مىگيرد ، اراده كرد كه به ملاقات من بيايد قبول نكردم ، از اين معنى بسيار متعجّب شد ، زيراكه همهء امرا مقدّم او را از مغتنمات مىدانستند ، و به جز حاكم كسى را به نظر نمىآورد ، و در مجلس مير عالم بجز او كسى از امرا قليان نمىكشيد ، و نهايت محترمه بود ، و از عبادات چيزى كه فهميده است اخلاص به حضرت امير عليه السلام است
هامش
( 1 ، 2 ) عنوان : در « الف ، ج ، د » نيامده است .
( 3 ) چندا : ماه . ( فرهنگ معين )