تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
خود خارج مسند مىنشيند « 1 » . و يا آنكه « 2 » به جهت او عليحده مسند فرش مىكنند ، و حق آن است كه علماء و سادات را نوّابان ديندار اين ملك نهايت احترام مىكنند ، و بعضى چون داخل مجلس شدند چوبدار يعنى يساول فرياد مىكند و مىگويد نگاه روبرو نوّاب نامدار سلامت . پس آن شخص تسليمات به جا « 3 » آورده حاكم نيز دست برسر مىگذارد ، به مكانى كه به جهت او معيّن شده است رفته ، باز سلام مىكند و مىنشيند ، و بعضى در توى حصار در آدابگاه پهلوى چوبدار مىايستد ، چوبدار به همان نهج آواز مىدهد ، حاكم ملتفت شده دست برسر مىكند ، پس داخل مجلس شده باز آداب مىكند ، و به مكان خود رفته آداب كرده مىنشيند ، و بعضى را چوبدار نام مىگيرد و مىگويد فلان خان نوّاب نامدار سلامت ، و بعد از آن به همان نهج رفته به مكان خود قرار مىگيرد . و اين قسم از همه پست‌تر است ، و هرگاه به حاكم يا بزرگى تكلم مىكنند ، كف دو دست را بالاى هم مىگذارند و رو به او بلند مىكنند و در اين نهايت آداب است ، و هرگاه حاكم از تكلّم ساكت شد ، و يا آنكه عرض خود را تمام كرد تسليمات به‌جا مىآورند ، و اگر قليان از براى او آورند اگرچه از خود آن شخص باشد ، اوّل برخاسته تسليمات مىكند و بعد از آن مىكشد ، و همچنين است در قهوه و امثال آن .
هامش
( 1 ) نشينند : « الف ، ب ، ج » . ( 2 ) يا اينكه : « الف » . ( 3 ) به جاى : « الف » .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 337 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )