تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
مىبرند و مىگويند كه فلان شخص به فلان خطاب سرافراز شد ، و يا آن‌كه به آواز بلند مىگويند كه : اسد الدوله ، فلان الملك ، فلان خان بهادر ، فلان جنگ جهان‌پناه سلامت ، پس آن شخص تسليمات بجا مىآورد . يعنى سه دفعه دست بر زمين مىزند و مىبوسد ، و بعد از آن آمده نذر مىدهد و باز به آن محل رفته به همان نهج آواز مىشود و او تسليمات مىكند . بعد از آن موافق مرتبهء او پنج قطعه خلعت عنايت مىشود دو شاله « 1 » و رومال « 2 » و جغه « 3 » و سرپيچ « 4 » ، و يا هفت قطعه به اضافهء ماله مرواريد « 5 » به جهت گردن و دستار ، و گاه است كه شمشير و سپر و خنجر نيز انعام مىشود ، و اين نهايت مرتبه است . و گاه است كه : دو شاله ، يعنى دو شال را بالاى هم دوخته به دوش او مىدهند ، و گاه است كه رومال بر آن اضافه مىشود . به‌هرحال در اين مرحله بسيار تفاوتات گذارده‌اند باز به آن محل رفته تسليمات مىكند ، و نذر به جهت سرافرازى خلعت را مىگذراند ، و باز رفته تسليمات مىكند ، بعد از آن همان خطابات از سركار پادشاهى بر صفحه نقره يا زمرّد و نحو آن كنده شده به آن عنايت مىشود ، من بعد پادشاه و مردمان او
هامش
( 1 ) شاله : شال گردن ، و به معنى پارچهء گرانقيمت پشمى است كه مردم بلاد هند در زمستان به دور خود مىپيچند . ( 2 ) رومال : دستمال . ( 3 ) جغه [ جيغه - جقه ] تاج افسر ، يا هر چيز تاج مانند كه به كلاه نصب كنند . ( فرهنگ معين ) ( 4 ) سرپيچ - كه بر سر مىبندند در زبان اردو آن را ( يگبرى ) مىگويند . ( 5 ) ماله مرواريد : يك قسم گردن‌بند را مىگويند .