تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مدتى « 1 » آن را خالى كنند ، و اين جماعت را حلال‌خور مىنامند ، و حق آن است كه اين اسم با مسمّى است و طور بدى نيست !

كثرت زنا و لواط و شرب خمر در اين مملكت « 2 »

و از آن جمله آن است كه : زنان فاحشه و به زبان هندى آنها را « كنچنى » مىنامند ، و انواع مسكرات در بلاد و قريه‌هاى اين ملك از حدّ افزون است ، علانيه بر مناظر و غرفات و بالاخانه‌ها و كوچه‌ها در عين حسن و زيبايى و آراستگى نشسته‌اند ، و در كوچه‌ها و بازارها مى فروشان نشسته مىفروشند ، هركس در هروقت كه خواهد به مبلغ قليلى زن بسيار حسنيّهء جميله را طلبيده و مجلس شربى آراسته ، و هرقدر كه خواهد به عيش و عشرت مشغول مىشود ، نه از خداوند ، و نه از رسول ، و نه از حكّام شرمى و خوفى هست ، و قبح آن از انظار مردم مگر جمع قليلى مرتفع شده است . و متعه كردن به درجات از آن اقبح است ، بلكه به آن فخر و مباهات مىكنند ، خصوص در مرشد آباد فسق بنياد كه هميشه اغلب اميرزادگان و امثال ايشان و بسيارى از اواسط و اراذل ناس تبعا لرئيسهم اغلب ساعات ليل و نهار را به مستى و بيهوشى مىگذرانند ، و دست فاحشه را به يك دست و شيشهء شرابى را به دست ديگر گرفته مست « 3 » و لا يعقل در شوارع و طرق عامهء خلايق افتاده‌اند .
هامش
( 1 ) مدّت : « الف » . ( 2 ) عنوان : در « ج » نيامده است . ( 3 ) مست : در « الف » نيامده است .