ساختهاند بر پشت او مىبندند و در آدابگاه برده ، چوبداران و يساولان چند چوب بر آن نقّاره مىزنند كه آواز دهد ، و بعد از آن به آواز بلند مىگويند كه :
فلان كس از حضور بنواختن نوبت خانه و نقّاره خانه سرفراز « 1 » شد .
و بعد از آن به آئينى كه گذشت نذر مىدهد و بر در خانهء خود نوبت مىزند ، و قبل از اينكه سلطنت را رونقى بود هركسى را بر هر قسم سوارى سوار شدن و هر جامه را پوشيدن و هر رفتارى را كردن ميسّر نبود ، و موقوف به اذن بود ، و در ايّام انگريزيّه كه دولت سست و تمام شده است ، و منظور ايشان ضعيف شدن اعاظم و ذليل شدن بزرگان و اميرزادگان است ، اين امورات تمام مرتفع است ، و هركس هرچه مىخواهد مىكند ، و قليلى از رسوم باقىمانده است ، و آن هم در اختيار ايشان است .
طريقهء رفتن به حضور
و از آن جمله آن است كه : در كيفيّت رفتن به حضور حكّام ؛ تفاوت بسيار است اعزّه مثل : علما و سادات مقدّسين كه داخل ملازمان نباشند از در داخل مجلس شده به آئينى كه سبق ذكر شد سلام مىكنند ، و بعضى كه بسيار عمده باشند سلام عليكم مىگويند ، و جواب مىشنوند ، و به جهت ايشان تواضع و استقبال به قدر رتبه مىشود و بر مسند خود مىنشانند و بسا هست كه
هامش
زدن در نوبتهاى سهگانه ، يا هفتگانه در دربار پادشاهان ، و بزرگان بعمول بود ، و گاهى نوبت خانه اطلاق مىشد ، كه همان نقّاره خانه باشد و نقّاره عبارت است از 2 طبل كوچك به هم پيوسته . ( فرهنگ معين )
( 1 ) سرافراز : « الف ، ب ، ج » .