ذكر گازران و ندوختن زنان و نشستن ايشان رخوت خود و شوهران را
از آن جمله است آنكه : گازران ، و آن را به هندى « دهوبى » مىگويند ، در هر شهر و قريه بسيارند كه رخوت اعالى و ادانى را برده در نهايت خوبى مىشويند ، به حدّى كه از روز نوى بهتر و سفيدتر مىشود ، و بر آن اجرت قليلى مىگيرند ، و شستن جوارى « 1 » و نسوان « 2 » رخوت را معمول نيست ، و اگر كسى كرد نهايت او را توبيخ مىكنند ، بلكه اغلب زنان خاصّه از طايفهء بزرگان رخوت خود و شوهر و اولاد را نمىدوزند ، بلكه اگر پاره شود وصله نمىكنند و به غايت عيب مىدانند ، و براى اين كار زنان ديگر را اجير مىكنند و ايشان را « مغلانى » مىنامند .
كنّاسان كه ايشان را حلالخور مىنامند « 3 » !
و از آن جمله آن است كه : در خانهها در مكان خلوتى اجاغهاى بلند به جهت بول و غايط كردن ساختهاند ، و پيش روى آنها جوى كوچك و در منتهاى آن گود كوچكى به جهت فاضلاب كندهاند ، و جماعتى مقرراند اجرت گرفته در روزى يك دفعه يا دو دفعه حصار را جاروب مىكنند ، و نجاست را برداشته بيرون مىبرند ، و به اين سبب در بيت الخلاها عفونت كم است ، و مثل ايران و عتبات عاليات نيست كه چاههاى عميق كنده باشند و بعد از انقضاى
هامش
( 1 ) جوارى : كنيزان ، جمع جاريه .
( 2 ) نسوان : زنان ، جمع نساء .
( 3 ) ذكر جماعت حلالخور : « ب » ، عنوان : در « ج » نيامده است .