اين است ، و اين از قواعد هنود است كه در ميان اهل اسلام نيز رواج كلّى يافته است .
خطاب دادن سلاطين به امراء
و از آن جمله آن است كه : پادشاه به حكّام و امراء و اعزّه خطابات مىدهد ، و آن سه درجه دارد : دوله « 1 » و ملكى « 2 » و خانى « 3 » و جنگى « 4 » ، مثل اسد الدوله ، رستم الملك ، فلان خان بهادر ، شير جنگ ، و همچنين بر اين منوال تتبّعات مىنمايند ، و هركسى را به خطابى « 5 » خوش مىكنند « 6 » ، پس هرگاه خطاب عنايت شد « 7 » در دربار عام پادشاه مىفرمايد كه چوبداران ويساولان « 8 » آن شخص را به آدابگاه كه در پائين حصار در مقابل سلطان مقرّر است
هامش
( 1 ) دوله : مأخوذ از تازى - دولت ، در فارسى بيشتر به صورت تركيب ( مضاف اليه ) القاب آيد مثل : اسد الدولة ، معزّ الدولة . . . ( دهخدا )
( 2 ) ملكى : مأخوذ از تازى ، منسوب به ملك و مملكت ، كشورى ، مملكتى ، و ولايتى ، و وطنى مثل : رستم الملك ، سراج الملك . ( دهخدا )
( 3 ) خانى : منسوب به خان رئيس قبيله ، ايل بودن ، و مقام خان داشتن مثل فلان خان بهادر .
( دهخدا )
( 4 ) جنگى : منسوب به جنگ مانند : شير جنگ ، مهابت جنگ ، گويا يكى از مناسب ارتشى باشد .
( 5 ) خطاب خوش مىخوانند : « الف » .
( 6 ) مىخوانند : « الف » .
( 7 ) شده : « الف » .
( 8 ) يساولان : مأمور تشريفات دربارى بهطور عام . . . ( دهخدا )