احترام و اعزاز است ، و در « 1 » هنگام رخصت شدن چون هنگام دخول است ؛ در آداب و تسليمات ، و بسا هست كه سلام مىكنند چنان كه در بعضى از اخبار شريفه نيز وارد شده است ، و علما را در وجوب رد و جواب آن سخن است و اقرب وجوب است .
هركاره
و از آن جمله : تشخيص « هركاره » است به اين نوع كه مردم بسيارى در كوچه و محلّات بلكه در خانههاى رؤسا معيّناند كه هركس وارد شود و هر امرى كه در شهر صادر شود أنا فآنا به صاحب كار خبر مىرسانند ، و يا آنكه « 2 » پيش رئيسى كه بر ايشان معيّن است رفته احوال را مىگويند ، او در طومارى نوشته در وقت شب به نظر صاحب كار مىرساند ، و اگر حاضر نيست و در شهر و مكان ديگر است از براى او مىفرستد ، و فايدهء اين عمل آن است كه رئيس از جزوى و كلى احوال شهر و رعايا مطلع مىباشد .
و اين « هركاره » ها بسا هست كه با طائفه كنّاسان نيز كه در خانهها راه دارند و با خدمهء داخلى و خارجى هركس راه و رسم دارند و احوال مخفيهء داخل خانه او را از ايشان دريافت كرده به حضور صاحبكار مىرسانند ، و بسيار است كه تبديل لباس كرده در خانهء امرا و بزرگان مىروند و بر مكالمات و افكار هركس مطّلع مىشوند .
و حق آن است كه : اگرچه در اين باب امر بر مردم تنگ مىشود ، و لكن
هامش
( 1 ) در : در « ج » قلم خورده است .
( 2 ) اينكه : « الف » .