توره از هر قسم طعامى كه دارد مىگذارند ، و چون به عدد مهمان تورههاى او چيده شد ، مردمان آمده اطلاع مىدهند .
صاحبخانه مهمانها را به رفتن به آن مكان تكليف مىكند « 1 » ، آفتابه و لگندار در سر راه ايستاده دست هريك را مىشويد ، و صاحبخانه هر مهمانى را در موضعى كه لايق اوست مىنشاند ، چون هركس كه از طعام خوردن فارغ شود برخاسته ، مردمان دست او را مىشويند ، رفته در مجلس اول كه محل صحبت است مىنشيند و انتظار ديگرى را نمىكشد ، و چون تمام مهمانها از طعام خوردن فارغ شدند ، ملازمان آنها در آن مكان رفته مشغول به اكل مىشوند و چون همه فارغ شدند ، مردمان صاحبخانه به خاطر جمع و اطمينان دل ، ظروف خود را جمع مىكنند .
و اين عمل به جهت شكسته نشدن و كم نشدن ظروف ، و در صورت قلّت ملازمان و كمى سامان بسيار خوب است ، و اگر در امكنهء ديگر نيز معمول شود مرغوب خواهد بود ، و بعد از آن مهمانها را رخصت كنند .
پس صاحبخانه ظرفى را كه در آن « پان » است ، و آن برگى است شبيه برگ نارنج و نهايت خوشطعم است ، و اهالى اين كشور آن را بسيار و به انواع مختلفه مىخورند ، با شيشهء عطر پيش روى مهمان گذارد تا او خود بردارد ، و اگر اينقدر مرتبه ندارد از دست خود به او دهد ، و بسا هست كه كم رتبه است و به او عطر ندهند .
مجملا : در اين مرحله نيز مراتب چند قرار دادهاند كه دال بر مراتب
هامش
( 1 ) مىكنند : « الف » .