مىشود ، بزرگان مجالس « 1 » خود را به رنگ زرد آرايند ، و عامّهء خلايق تمام رخوت خود را زرد كنند و به يكديگر تهنيت و مباركباد گويند ، اين نيز در ميان مسلمانان اندك رواجى گرفته است .
هولى « 2 »
و از آن جمله : « هولى » است كه مطابق است با نوروز سلطانى و تا يك ماه امتداد دارد ، زينت كنند ، و رخوت فاخره پوشند ، و در باغات و خانههاى يكديگر زنان و مردان جمع شوند و شراب خورند ، و به يكديگر رنگ سرخ عبيرآميز و غيره پاشند به حدّى كه سر و روى ايشان اغلب جگرى فام مىشود ، و در آن ايّام حكم مرتفع است و غريب فضيحتى بر مردم رويداد مىشود .
پس بعد از تمام شدن مدّت يك ماه مزبور ، در شب آخر آن در هر
هامش
مصادف است با ماههاى مارچ ، و آپريل .
( 1 ) مجلس : « الف » .
( 2 ) علّت پيدايش عيد « هولى » انچنانكه در تاريخ هند ثبت شده است خلاصهاش اين است : در گذشتهء دور ، پادشاهى به نام « هرناكش » در هندوستان ادعاى خدائى نموده ، و دختر او كه نام او هولكه بود و پسرش كه نام او « پرههلاد » بود از پرستش پدرش سرپيچى كرد و به خداى يگانه ايمان آورد ، و پدر را به يكتاپرستى دعوت نمود ، و تدبيرهاى پدر به جائى نرسيد ، و دخترش مدعى كرامت بود كه در آتش نمىسوزد ، و برادر را در بغل گرفته داخل آتش شد و دختر سوخته و او باقى ماند ، پس از آن پدر و خانوادهاش خاكستر پيكرش را بر باد دادند ، و به اين مناسبت پسر و طرفداران پسرش اين جشن را پايگذارى نمودند . ( فرهنگ آصفيه : 4 / 756 )