تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
عاشقانه و معشوقانه كنند ، مردمان تماشايى بر ايشان جمع شوند ، هركس كه واله و شيداى « 1 » كسى شده است پيش او رود و سر به پايش نهد « 2 » و « 3 » چيزى به او دهد ، و از بعضى از هنود شنيده‌ام « 4 » كه دختر پادشاهى كه معاصر حضرت ابراهيم خليل عليه السلام بوده است در وقتى كه آن حضرت را در « 5 » آتش مىانداخته‌اند عاشق آن حضرت شده به او « 6 » ايمان آورده بوده است « 7 » ، و كسان او به سبب اين عمل او را توبيخ و سرزنش « 8 » مىكرده‌اند ، و اين حركات برهمن بچگان حكايت آن قصّه است اين عيد را در « مسقط » هنود بسيار خوب مىكنند .

عيد رت جاتره

و از آن جمله « عيد رت جاتره « 9 » » است كه در آخر موسم باران مىشود ، « رت » چيزى است كه بر آن چهار پايه نصب كنند و گاو و انسان او را
هامش
( 1 ) شيداى : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 2 ) و سر به پايش نهد : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 3 ) او زود : « الف ، ب ، ج » . ( 4 ) و از بعضى از هنود : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 5 ) به آتش : « الف ، ب ، ج » . ( 6 ) به او : « الف ، ب ، ج » . ( 7 ) بوده است : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 8 ) توبيخ : « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 9 ) رته جاترا ، يا ياترا« Rath , Jatra »تخت روان - عرّابه .