مىآمد ، و چون مارها را بر زمين مىگذاشتند با هم در جنگ و پنج « 1 » مشغول مىشدند .
و ديگر آنكه : آئينه با دسته گلى آوردند و هردفعه كه گل را پس آئينه برده باز مقابل آئينه مىداشتند به رنگى مىشد .
و ديگر آنكه « 2 » : مرطبان گلى « 3 » حاضر كردند و بر همه معلوم شد كه آنها خالىاند ، پس سر آنها را بسته ، بعد از يك ساعت كه سر آنها را گشودند يكى پر از شيرهء صاف ، و يكى پر از عسل بود ، و همچنين در هر دفعه در « 4 » آن چيزى بود ، و دفعهء آخرى « 5 » كه بستند و گشودند به صورت اوّل خالى بودند ، مگر گويى كه به صد آب شسته شدهاند « 6 » .
و ديگر آنكه : كليّات شيخ سعدى را در حضور ما در كيسه [ اى ] كه غير آن در او چيزى نبود مىگذاشتند « 7 » و چون بيرون مىآوردند ديوان سلمى بود ، و چون ديوان سلمى را در آن گذاشته برمىآوردند ديوان اهلى بود ، بدينگونه اگر صد دفعه مىشد هردفعه كتابى غير اوّل برمىآوردند .
هامش
( 1 ) پنج - پنگ ، پنك ، پنجال . ( فرهنگ معين )
( 2 ) آنكه : در « د » نيامده است .
( 3 ) مرطبان - مرتبان : ظرف و كوزهء گلى لعابدار يا چينى دهن گشاد را گويند .
( فرهنگ معين )
( 4 ) از : « الف ، ب ، ج » .
( 5 ) آخر : « الف ، ب ، ج » .
( 6 ) شده است : « الف ، ب ، ج » .
( 7 ) گذاشتند : « الف ، ب » .