فاصله نبود .
و ديگر آنكه : قالى كلانى بيست ذرعى را فرش مىكردند و چون پشت او را بالا مىكردند رو مىشد ، و به طرح ديگر ، و روى او پشت مىشد ، مجملا قريب صد دفعه او را گردانيدند و هر دفعه به رنگ « 1 » و طرحى ؛ و روى او پشت و پشت او رو مىشد .
و ديگر آنكه : آفتابهء كلانى را پر از آب كرده در حضور ما او را « 2 » سرازير مىكردند و تمام آب او را مىريختند ، و چون راست نگاه مىداشتند باز پرآب بود .
و ديگر آنكه : جوالى كه هردو سر او گشاده بود حاضر كردند ، پس هندوانه از اين سر جوال مىانداختند ، چون از آن سر بيرون مىآمد خربوزه بود ، باز از آن سر جوال خربوزه را داخل جوال مىانداختند از اين سر كه بر مىآمد سبدى پر از انگور صاحبى و كشمشى « 3 » بود . مجملا اگر صد دفعه اين عمل مىكردند هردفعه ميوهء تازه ظاهر مىگشت .
و ديگر آنكه : يكى از آن هفت نفر ايستاده دهن را باز مىكرد سر مارى از دهن او برمىآمد . پس يكى جسته او را مىگرفت « 4 » مار چهار ذرعى بر مىآمد ، و همچنين تا بيست مار چهار ذرعى و « 5 » پنج ذرعى از دهن او بر
هامش
( 1 ) رنگى : « الف ، ب ، ج » .
( 2 ) و : « د » .
( 3 ) كشمش : « الف ، ب ، ج » .
( 4 ) مىكشيد : « الف ، ب ، ج » .
( 5 ) و : در « د » نيامده است .