برداشته قريب به صد طبق و لنگرى « 1 » طعام مىكشيدند ، و هر لنگرى به رنگى ، و بر بالاى هر لنگرى مرغ كباب شده گذاشته بود .
و ديگر آنكه : فوّاره بر زمين خشك نصب مىكردند و سه بار بر دور آن گشته « 2 » كلمات چند مىخواندند به يك بار آب از آن به مثابهء ده ذرع بلند مىشد ، و هرلحظه به رنگى ، بود و به « 3 » زمين مىريختند و اصلا زمين نمناك نمىشد ، و قريب به يك ساعت نجومى آن فوّاره جارى بود ، و چون آن را برداشتند اصلا اثر آب نمودار نبود ، و بار ديگر همان فواره را بر زمين نصب كردند و اين مرتبه يك دفعه آب برمىآمد و يك دفعه آتش ، و قريب به يك ساعت نيز بر اين منوال بود .
و ديگر آنكه : يك نفر از ايشان مىايستاد و نفر ديگر كلّه بر كلّهء او نهاده راست مىايستاد و ديگرى بالا رفته پا بر پاى او گذاشته مىايستاد ، و همچنين قريب شصت نفر به اين صورت بالاى يكديگر مىايستادند ، و مزيد تعجب اين بود كه يك نفر در آخر كار آمده پاى شخص زيرين را گرفته بلند كرد و بر دوش خود گذاشت و آن شصت نفر چنان كه بودند بالاى هم راست ايستاده بودند . از ملاحظهء اين حركت غريو از مجلس برآمد و اين زور به عقل راست نمىآيد . اگر در حضور به وقوع نمىآمد جاى قبول نبود .
و ديگر آنكه : يك نفر مىايستاد و يك نفر ديگر در عقب او مىايستاد « 4 »
هامش
( 1 ) لنگرى : قاب بزرگ غذاخورى با سرپوش .
( 2 ) مىگرديدند : « الف ، ب ، ج » .
( 3 ) بر : « الف ، ب ، ج » .
( 4 ) ايستاد : « الف ، ب » .