از آن جمله : در ده موضع تخم توت بر زمين ريختند و چندبار بر دور آن گشتند « 1 » و چيزى خواندند به يكباره از ده جا شروع به روئيدن درخت شد .
اوّل : درخت توت كه خان « 2 » جهان گفته بود ، و ديگر درخت انبه ، و ديگر درخت آناناس « 3 » ، ديگر درخت انجير ، ديگر « 4 » درخت « 5 » بادام ، ديگر درخت جوز ، و « 6 » درخت ميخك ، ديگر درخت نارجيل ، غرض همهء درختها در نظر « 7 » ظاهر بودند به نوعى كه همه كس مىديدند ، پس آهستهآهسته اين درختان بلند شدند تا « 8 » به قدر ده ذرع از زمين « 9 » بلند شدند و بار و برگ برآورده بهار آوردند و ثمر دادند .
پس عرض كردند كه اگر حكم شود ، ميوهء آنها را به حضور حاضر كنيم ، پس مرغى چند در نهايت خوش رنگى در ميان درختان ظاهر شدند و شروع به سرود و خوانندگى كردند ، بعد از آن اسمى چند خواندند كه درختها را حالت وقت خزان طارى شد ، و برگهاى آنها آغاز ريختن نمود ، و چنان كه ظاهر شده بودند كمكم به زمين فرو رفتند ، تا اين مقدمه در حضور نوّاب ما واقع نشد
هامش
( 1 ) كشيدند : « د » .
( 2 ) جان : « الف ، ب ، ج » .
( 3 ) انا النّاس : « الف ، ب ، ج » .
( 4 ) ديگر : در « الف » نيامده است .
( 5 ) و درخت : « ب » .
( 6 ) ديگر : « د » .
( 7 ) نظرها : « الف » .
( 8 ) تا : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 9 ) ميان : « الف ، ب ، ج » .