و پسر « راجه بكرما جيت » « 1 » را كه « رأى رايان » خطاب داشت مير « 2 » آتش خود ساختم و حكم نمودم كه در پاى تخت ، سواى آنچه در اطراف ممالك محروسه است شصت هزار توپچى جمّازه سوار ، كه هر توپ او ده سير باروت و بيست سير گلوله مىخورده باشد « 3 » ، و ده هزار توپ كلان با عمله و فعله اين كارخانه نگاهدارد ، و از براى اخراجات آن سه لك اشرفى پنج مثقالى مقرّر كردم ، و حكم كردم كه هرجا كه لشكر ظفرقرين نوّاب « 4 » ما مىرود نصف اين توپخانه همراه باشد .
از آن جمله در احوال خزانه پدر خود مىنويسد كه : روزى به قليچ خان حكم فرمود كه به قلعهء « آگره » رفته زرى كه در خزانهء آنجاست حساب كند ، وى با چهارصد قلپاندار به آن كار متوجّه شد ، پس از پنج ماه پدرم كس نزد او فرستاده استفسار كرد كه چه « 5 » قدر حساب شده ؟ عرض كرد كه الى الان در روزى نه صد هزار من به وزن درمىآيد و هنوز صد يك خزانه وزن نشده ، حكم شد كه در خزانه را قفل كرده برگردند ، و وزن كردن را موقوف دارند ، اين خزينه يك شهر اوست ، و از اين قبيل چند خزانه است .
از آن جمله : در ذكر ضبطى اموال دانيال برادر خود نوشته است كه :
آنچه از اسباب او كه به حضور رسانيدند دو هزار فيل مست است كه هر فيلى
هامش
( 1 ) بكرما جيت :« Bikarma Jeet »اسم يكى از راجههاى هند است كه خطاب به راى رايان مىشد .
( 2 ) امير : « الف » .
( 3 ) مىخورد : « ب ، ج » .
( 4 ) لواى : « الف ، ب ، ج » .
( 5 ) چه : در « الف » نيامده است .