چهار لك روپيه قيمت اوست ، و بيست هزار اسب عراقى و عربى و بدخشى ، و چهار هزار شتر جمّازه كه اقمشهء زرّينه و غيره بر آنها حمل بود ، و قريب يك كرور اشرفى قيمت جواهرات اوست ، و پنج كرور اشرفى زر نقد ، و سيصد حرم است ، و با هر حرمى پنج لك روپيه سامان است ، حكم كردم كه اسباب اهل حرم را تمام به ايشان دهند ، و هركس به هركه خواهد شوهر كند .
ضبط اموال يكى از خواجه سرايان « 1 »
و در ضبطى اموال يكى از خواجه سرايان پدر خود مىنويسد كه : كرور اشرفى پنج مثقالى سواى جواهر و ظروف طلا و نقره و اسب و فيل و كمر مرصّع ، و جيغه و زين مرصّع كه قيمت اينها بر سه كرور اشرفى شد به علاوه « 2 » دويست خواجه سراى كوچك ، و سيصد كنيز خوب صورت كه به جهت خدمت داشت تمام ضبط سركار نوّاب همايون ما شد .
و نيز مىنويسد كه : ( تخت ميمون ) كه با پدرش نزاع و جدال كرد بعد از قتل او به دست آمد كه ده كرور اشرفى پنج مثقالى جواهر و طلا داشت ، و قيمت كلاه او كه به دست آمد يك كرور اشرفى است ، و علاوه بر آن خزانه و جواهرات كه حصر قيمت آنها مشكل ، با سه هزار فيل مست ، و پنجاه هزار شتر جمّازهء دوكوهان به دست آمد .
هامش
( 1 ) عنوان : در « الف ، ج ، د » نيامده است .
( 2 ) قدر : « الف ، ب » .