ديگران متعرّض آنها نشدهاند ، و اگر اين ممر نبود در ايّام دولت اين قوم كار ايشان به گدائى و دريوزهگرى رسيد بود .
و در كتب سير نوشته است « 1 » كه : شير شاه افغان كه معاصر و منازع همايون شاه بود ، در اوان سلطنت خود حكم كرده بود كه ، سراهاى بسيار به جهت مسافرين بنا كردند و در آن خدم و حشم به قدر احتياج مقرّر كنند كه چون مسافرى رسد متوجّه خدمات او شوند و طعام و عليق « 2 » دوابّ و پلنگ « 3 » خواب ؛ تمام از سركار بوده ، و حكم كرده « 4 » بوده است كه از مقرّ « 5 » سلطنت او كه شهسراى « 6 » بوده تا به اطراف مملكت « 7 » به فاصلهء نيم كروه « 8 » نقّارهخانهها ساخته بودند ، و چون وى بر خوان طعام مىنشست شروع به نقّاره مىشد ، به مجرّد بلند شدن آن آواز ، خدمه در تمام سراها طعام مىكشيدند ، و مسافرين به صرف طعام مشغول مىشدند ، و فى الحقيقة گويا همگى با آن پادشاه ذيجاه هم اكل و بر سر يك خوان طعام مىخوردهاند ، و در هر سرحدّى كمتر از دو لك
هامش
( 1 ) است : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) عليق : خوراك ستوران از كاه و يونجه و علف و غيره . ( فرهنگ معين )
( 3 ) چارپايه . ( فرهنگ معين )
( 4 ) فرموده : « الف ، ب ، ج » .
( 5 ) مصر : « د » .
( 6 ) شهر رى : « د » .
( 7 ) مملكت : در « الف » نيامده است .
( 8 ) كروه : ثلث و سه يك فرسخ را گويند ، و آن سه هزار گز است ، و بعضى گويند چهارهزار گز است ، و زياده از اين نيست ، و آن را به عربى كراع خوانند ، در هيچ كتابى كراع به اين معنى نيامده است ، و در هندى كوس گويند . ( دهخدا )