بلند ساختم .
و بايد دانست كه هر هزارى ذات پنج لك روپيه و هر هزارى سوار بيست لك روپيه جاگير دارد ، و چهار شاهزاده عظيم الشأن هريك به منصب چهل هزارى سوار منصوبند .
از آن جمله در احوال عسكر و سرداران خود مىنويسد كه : زياده از نهصد كس امراءاند ، سواى سرداران فوج ، كه از پانصدى ذات تا هفت هزارى ذات منصب دارند ، و اغلب آنها پنج هزارىاند ، و زياده از دو لك سپاه هميشه در ركاب حاضرند كه دو اسبه و يك صدى و دو صدى منصباند ، و مقدار صد را از هزار بايد فهميد .
از آن جمله در ذكر فيل خانهء خود نوشته است كه : اگرچه فيل در اين سركار از حدّ شمار افزون است ، امّا آنچه كلان و نامى و قابل جنگ است پانزده هزار است ، و سى هزار ديگر به جهت حمل آب و دانهء آنها معيّن است ، و يك لك از براى بار كشيدن و حمل عمارى حرمها و قورخانه « 1 » و صندوق رخوت و ظروف چينى و طلا و نقره و ساير اسباب ضروريهء سفر مقرّر است ، و چهارده هزار به جهت حمل پيش خانه است ، و خرج فيل خانه الحال در سال چهارصد و هشتاد لك اشرفى است ، سواى مشاهرهء « 2 » فيلبانان و مستحفظان ، و بر هر فيل كلانى بيست و چهار نفر معيّناند ، و بر هزار فيل هزار نفر به جهت حراست و حفاظت مقرّر است .
هامش
( 1 ) قورخانه : مهمات جنگى ، ساز و برگ جنگى ، جبّه ، سلاح .
( 2 ) مشاهره : حقوق ماهانه .