كمترين پيشكشى سركارى « 1 »
و الحاصل كمترين پيشكشى و پستترين ضبطى مالى خود « 2 » را به قدر يك كرور اشرفى مىنويسد ، و از ماليات ملك بعد از وضع اخراجات لازمهء سلطنت ، و مواجب و وظايف سرداران و عساكر و غيرهم نود كرور روپيه به خزانهء عامره داخل مىشده است ، و با اين مراحل ، رعيّت پرور و عدالت گستر بوده ، و در عصر او كسى را مجال ظلم و تعدّى نبوده است ، و وى را بر پادشاهان سلف به حسب ملك و دولت مزيّتى نبوده ، بلكه به سبب شورش رايان خيره سر كمتر از اسلاف سيم و زر داخل خزانهء او مىشده است .
و در سر كار او « 3 » و ساير سلاطين « بابريه » و غيرهم رسم تصدّق و خيرات ملك علاوه بر تصدّقات ، سيم و زر نيز مقرّر بوده است ، و كيفيّت آن را چنين نوشتهاند كه هر شب يك لك يا دو لك دام « 4 » زمين از ملك معيّنى را مىنوشتند وزير سر پادشاه مىگذاشتند و صبح تعليقهء معافى او را نوشته به سيّدى يا مرد مؤمنى يا ضعيفهء مؤمنه مىداند كه نسلا بعد نسل در وجه معيشت خود صرف كند ، پس ماليات آن زمين به آن شخص تعلّق مىگرفته است .
و در اين جزو زمان پنجاه لك روپيه فقد در عظيمآباد از اين ممرّ به اشراف زادگان آن شهر تعلّق دارد كه الى الآن از دولت آن پادشاهان در راحت ، و رفاهند و جماعت انگليسيه تا به حال به جهت جلب قلوب و ميل
هامش
( 1 ) عنوان : در « الف ، ج ، د » نيامده است .
( 2 ) خود : در « د » نيامده است .
( 3 ) او : در « د » نيامده است .
( 4 ) دام : خراج ملك . ( دهخدا )