جماعت بندهء اويند .
چون در ميان جمعى از بندگان خود ما را ممتاز و بر سرير سلطنت متمكن ساخته ، و زمام اختيار را به قبضهء قدرت ما داده ، روا نبود كه بر احوال بندگان او به قدر امكان نپردازيم و متوجّه تربيت و رعايت ايشان نشويم .
و حكم كرديم كه : بنديان ممالك محروسه را رها كنند ، و آنكه شراب نسازند و نفروشند ، زيراكه آن ام الفساد و منشأ جميع معاصى و موجب تخريب امورات دينى و دنيوى است ، چه درستى امور منوط به عقل است و با استعمال آن خصوص به حدّ افراط - چنان كه عادات اغلب شرابخواران است - كس را مجال تعقّل نماند .
و آنكه : در بلاد عظيمه دار الشفا سازند و اخراجات فقرا و مسافرين را از سركار دهند ، و آنكه : در عرض راه بار و متاع سوداگران را بدون رضاى ايشان نگشايند ، كه باعث زبونى و خرابى متاع آنهاست ، و در هر محل و هر مكان در محافظت و كشيك مسافرين كوشند ، و اگر دزدى و راهزنى شود ، مردم آن سرزمين از عهده برآيند .
و در شوارع و طرق ، دهكده و مسجد و سراى عالى برپا كنند كه موجب استراحت متردّدين شود ، و اگر كسى بلا وارث فوت شود تركهء او را در وجوه مثل بناى قناطير و نحو آن صرف كنند تا به روح صاحبش ثوابى عايد شود .
و آنكه : خانهء احدى را به جهت لشكريان و علاقهداران سركارى خالى نكنند ، هرگاه خانه به كرايه ميسّر شد فبها ، و الّا در خيمه گذران كنند ، چه ظلمى از اين زياده نيست كه رعيّت فقير با عيال خود نشسته باشد كه اجنبى بر ايشان داخل شود ، و يا آنكه خود نشيند و صاحبش را كه به هزار خون جگر او
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
ص٢٧٥