رؤيت هلال ماه محرّم الحرام سنهء ( 1220 ) در مسقط و ابتداء رفاقت « 1 » با آقا محمد حسن خراسانى و متوجه شدن او به خدمت من
و ماه محرم الحرام سنهء يكهزار و دوصد و بيست [ 1220 ] هجرى را در آن بلده به عزادارى مشغول شديم ، و با آنكه حكومت آن متعلق به خوارج است ، از بركت سيد الشهداء - عليه السلام - شيعيان را بيمى از عزادارى نيست ، و بر ملا و علانيه ماتمدارى مىكنند ، و در آن ماه ، عالى حضرت ، سامى مرتبت ، آقا محمّد حسن ، خلف عرب محمّد مشهدى را ناظر امور خود كردم ، و به مصداق آيهء شريفهء
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
« 2 » از اوّل رفاقت او تا به آخر هميشه در خوشى و سرور بودم ، زيراكه نهايت كاردان و مهربان بود ، و گاهى ، از اوّل امر تا به آخر در خدمت و خيرخواهى از خود به قصور راضى نمىشد ، و حق آنست كه اگر او همراه من نمىشد ، در اين سفر نهايت بد مىگذشت .
جزاه اللّه خيرا ، و چون اواخر موسم بود ، جهاز « 3 » كمتر آمدوشد مىكرد . از اين مرحله نهايت متفكر بودم تا آنكه « دينكى » كه نوعى از كشتى است و در اطراف سند بسيار شايع است روانه ممبئى مىشد . با آنكه پوسيده بود و اغلب تجّار منع مىكردند استخاره كردم كه بر آن سوار شوم خوب ، و ترك بد آمد .
پس در چهاردهم محرم الحرام به اتفاق آقا محمّد حسن و ملّا اسماعيل
هامش
( 1 ) ملاقات : « د » .
( 2 ) سورهء انشراح ( 94 ) : 6 .
( 3 ) كشتىهاى بزرگ بخار را كه براى حمل مسافر و بار استفاده مىشوند جهاز مىگويند .