نهايت آرام به راه مىرود ، شكر جناب بارى تعالى را كردم و با اطمينان دل خوابيدم .
شعر « 1 »
در اين عالم بزرگى هست خدا نام * كزو دريا و موجش گيرد آرام
ذكر « 2 » بعضى از غرايب دريا
و از غرايب دريا ، ماهى پردار را ديديم كه قريب به صد ذرع بر هوا پرواز مىكند ، و از عجايب آنست كه مرغ سفيدى ، و ماهى سبز رنگى كه آن را آبنوس مىگويند ، اين هر دو طالب اويند ، هرگاه آن ماهى به صيد كردن او مىآيد پرواز مىكند . چون بالا مىآيد آن مرغ بر او حملهور مىشود ، و در اين وقت عجب حالتى بر آن حيوان رويداد مىشود . پس اگر حياتش باقى است فرار مىكند ، و الّا به يكى از آن دو دشمن مبتلا مىشود .
و ديگر از غرايب مرغ ماهى است كه چون مرغابى و بطّ « 3 » منقار دارد ، و ديگر ماهىاى است مثلث كه دم باريك درازى دارد و بر او خارى هست كه به آن دفع دشمن از خود مىنمايد ، و زخم آن دير مندمل مىشود ، و زهرهء او خاصيت مركب دارد ، و آن را « بوف » گويند .
هامش
( 1 ) فرد : « ب ، ج ، د » .
( 2 ) ذكر : در « الف ، ج ، د » نيامده است .
( 3 ) اردك و مرغابى را گويند .