تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
السلام - ديدم در غايت بىدينى ، نه از زنا و نه از لواطه و نه از وجوه حرام اصلا اجتناب نداشت ، و من به رفاقت او مبتلا شده بودم ، و در روزى دو قروش زياده و كم خرج مىكردم ، و آن ملعون پيش مردم رفته مىگفت كه من متحمّل اخراجات فلانى مىباشم ، و من به جهت حفظ آبروى خود اصلا سخن نمىتوانستم گفت . مجملا آنچه از آن ملعون كشيدم علّام الغيوب داناست و بس . شعر « 1 »
گر نويسم شرح غم بىحد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
و علاوه بر آن ملّا اسماعيل كه از به دو امر شاگرد من بود ، از بلدهء كرمانشاهان تا به بندر مذكور متحمّل جزوى و كلّى اخراجات او بودم ، به اغواى آن ملعون از من جدا شد ، و با آنكه متصل به مكان من مكانى داشت ، مدت دو ماه سلام به من نمىكرد . چون اوقات به اين تلخى شد ، عازم معاودت و رفتن به بلدهء كرمان شدم . استخاره بد آمده و راه آمد و رفت جهاز به مسقط نيز مسدود شده بود . پس تا عشر آخر شهر ذى القعدة الحرام در آنجا به عذاب اليم مبتلا بودم . در اين اوان فيما بين ملّا حسن و حاكم بندر كه شيخ محمّد بن جابر بود مصالحه شد و اندكى احوال مردم بهتر گرديد . استخاره كردم كه به جزيرهء قشم كه محلّ سكناى ملّا حسن مذكور بود بروم اين آيهء شريفه بر « 2 » آمد :
هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ
« 3 » خود به تنهائى رفتم ، و در آنجا خانه گرفتم و در روزها قدرى
هامش
( 1 ) بيت : « ب ، ج » ، شعر و بيت : در « د » نيامده است . ( 2 ) بر : در « د » نيامده است . ( 3 ) سورهء يس ( 36 ) : 56 .