همه منم ، ومرا در جميع ذرّات موجودات سَيَران است ، و همه به ظهور من ظاهرند ، بعد از آن از آن حال واقف شدم ، و با خود آمدم ، وچندين روز در آن سكر وبيخودى بودم .
صد هزاران بحر مىديدم كه شد در دم عيان * جمله را يك جرعه كردم بُد هنوزم آرزو
بعد از آن ديدم دو عالم شد شراب و من زشوق * خوش به يكدم در كشيدم جمله را از جام هو
پس از آن مستى زهستى فانى مطلق شدم * سرّ عالم زان فنا شد كشف بر من مو به مو
چون بقا ديدم اسيرى زان فناى سرمدى * بودم آن يارى كه مىجستم مدامش كو به كو « 1 »
شرح حال سيّد محمّد نوربخش
قاصر گويد كه : سيّد محمّد نوربخش رئيس سلسلهء نور بخشيه است ، كه صوفيّهء ايران طريقهء آنها را خوش كردهاند ، چنان كه سنّيان طريقهء نقش بنديه را ، وسيّد محمّد نوربخش در تصوّف مريد اسحاق ختلانى است ، واسحاق مريد محمود مزدقانى است ، واو مريد علاء الدّولهء سمنانى است ، كه مريد عبدالرحمان اسفرائنى ، مريد نجم الدين كبرى ، مريد عمّار بن ياسر بدلى است ، كه مريد ابو النجيب مريد احمد غزّالى ، مريد ابوبكر نسّاج ، مريد ابوعلى كاتب ، مريد ابوعلى رودبارى ، مريد جنيد بغدادى ، مريد سرى سقطى ، مريد
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 187 - 190 ، شرح گلشن راز : 76 و 77