يافتهاند ، پس اين كشفى كه دعوى مىكنند چيست ؟ گوئيم كه : اين جماعت با اين اعتقاد باطل رياضتهاى غير مشروع مىكشند ، و چهل روز ترك لذائذ حيوانى مىكنند ، و در محل تاريك تنها بسر مىبرند ، پس به اين سبب مزاجشان فاسد مىشود ، وخبط دماغى ايشان را عارض مىگردد ، مانند صاحب ماليخوليا ، و مانند كسى كه بنگ خورده باشد ، پس ممكن است كه ايشان عالمى را مشاهده كنند غير اين عالم ، و صورت اعتقادات باطلهء خود را در عالم خواب وخيال مشاهده نمايند ، وخيال كنند كه آنچه ديدهاند در واقع آنچنان است كه ديدهاند ، وظاهراً اين طايفه گاهى در عالم خواب وخيال به آسمان وعرش وكرسى مىروند ، و خدا را به صورت پير خود مىبينند ، و گمان مىكنند كه آنچه طلب كردهاند يافتهاند ، و در واقع خود خدا بودهاند وسيّد مرتضى در كتاب « تبصره » نقل كرده كه : يكى از ايشان طالب حق شده ، در بلاد مىگرديده ومىپرسيده و به مقصد نرسيده ، تا آنكه در مكه مجاور شده ، به خواب ديد شخصى نورانى را و به او گفت : مرا به حق راهنمائى كن ، پس ريش كسى را گرفته به دست وى داد وگفت : اينجا را محكم بگير ، پس بيدار شد ، ديد كه ريش خود را در دست دارد « 1 » . پس اگر اين خواب راست باشد بىشبهه شيطان ريشش را به دستش داده كه ريشخندش كرده باشد ، وگمراهيش را زياده كرده باشد وباعث گمراهى ديگران گردد . اى عاقلان ! نظر كنيد بر سفاهت اين بىعقلان ، كه به امثال اين خوابها
هامش
( 1 ) تبصرة العوام : 48