مرسول ، وهم فاعل است وهم مفعول « 1 » . ديگر گفتهاند كه : حق تعالى معشوق عالم است ، وغيرت معشوق اين تقاضا مىكند كه عاشق غير او را دوست ندارد و به غير او محتاج نشود ، لاجرم خود را عين اشيا كرد تا هرچه عاشق دوست دارد ، و به هرچه محتاج شود او باشد « 2 » ، و اين معنى را نيز نظم كرده گفتهاند :
غيرتش غير در جهان نگذاشت * لاجرم عين جمله اشيا شد « 3 »
مخفى نماند كه : صاحبان اين مذهب شنيع ، اگرچه درزِىّ اسلامند ، و در لباس نفاق پنهانند ، و ليكن نزد ارباب بصيرت كفر ايشان از كفر يهود و نصارى اظهر واعظم است ، زيراكه ايشان منكر مغايرت خالق ومخلوقند ، وبطلانش از ضروريات وبديهيات جميع مذاهب وملل است ، زيراكه اين طايفه عالم را صفت خدا ، بلكه عين خدا مىدانند ، وهمگى گفتهاند كه حق تعالى قبل از ظهور عالم وجود مطلق بود ، و بعد از آن به صورت عالم برآمد ، وعقل شد ، ونفس شد ، وآسمان شد ، و زمين شد ، و انسان شد ، و حيوان شد وغيره اينها از اجزاء عالم شد ، و به اعتقاد باطل اين طايفه خدا را به چشم سر مىتوان ديد ، وهركس هرچه را بيند خداست ، و اين ابيات را كه شارح گلشن از عارف همدانى نقل نموده مفيد اين معنى است :
تا حق به دو چشم سر نبينم هر دم * از پاى طلب نمىنشينم هر دم
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 176
( 2 ) تحفة الاخيار : 176
( 3 ) تحفة الاخيار : 176