تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
آنكه بىخويشتن أنا الحق گفت * از زبان وجود مطلق گفت ذرّه كز آفتاب پر نور است * گر أنا الشمس گفت معذور است گر دوئى برگرفت طالب دوست * بگذارش كه حق به جانب اوست گرد غير آنكه از وجود برفت * ليس في جبتى سوى اللَّه گفت آنكه از سرّ كار آگاه است * ليس فى جبتى سوى اللَّه است « 1 »
وبدانكه حاصل كلام قائل به وحدت وجود اين است كه : حق تعالى به منزلهء درياست ، و خلق به منزلهء موج است ، وموج در واقع عين درياست و اين معنى را قائلين به وحدت وجود به نظم آورده‌اند :
هر نقش كه بر تخته هستى پيداست * آن صورت آنكس است كان نقش از اوست درياى كهن چه برزند نقشى نو * موجش دانند و در حقيقت درياست « 2 »
وأيضاً گفته‌اند كه :
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 273 - 275 نقل از سنائى غزنوى ( 2 ) تحفة الاخيار : 175