سعادت انتساب آن جناب بود موجب انتعاش « 1 » خاطر محبت مظاهر گرديده ، اظهار دعاگوئى ودولتخواهى خود - كه به آن طريق كرده بودند - مراتب دوستى ودعاگوئى آن جناب فضائل مآب معلوم ضمير معدلت مرسوم گرديد . طريقهء مصادقت وموافقت مقتضى آن است كه پيوسته در مظانِّ استجابت دعوات اجابت بنيان ؛ اين نيازمندِ درگاهِ بارى به دعاى خير يادآورى ، و از اينكه خاطرِ دوستى مآثر خواهان گزارشِ حالاتِ خيريّت بنيان مىباشد ، مىبايد همواره به ارسال مراسلات ومكاتباتِ حقايق نگار حالات خيريّت علامات بوده ، مهمّات ومطالبى كه بوده باشد قلمى واعلام كه - بعون اللَّه الملك العلّام - قرين انجاح و انجام گرديده فيصل پذير گردد ، باقى ايّام سعادت « 2 » وافاضت به كام ومستدام باد ، بربّ العباد . عنوان مراسله : عالى جناب ، مقدّس القاب ، حقايق ومعارف اكتساب عزّت وسعادت انتساب ، افادت وافاضت آداب ، افضل الفضلاء العظام و اعلم العلماء الكرام ، مجتهد الزمانى « آقا محمد على » ملاحظه ومطالعه نمايند ، والسلام .
صورت بياض قصيدهء نضيده
مخالف عقيدهء ميرزا تقىِ مذكور در هنگامى سعادت فرجامى كه نزد قاصر از بىقيدى مقيّد بوده در مدح قاصر انشاء كرده بود ، بنابر خواهش بعضى از احباب كرام ثبتِ آن در اين مقام مناسب - بلكه واجب - نمود ، و منشأ
هامش
( 1 ) انتعاش / نيكو شدن ، لغتنامه دهخدا : 8 / 295
( 2 ) ج : افادت