توأمان ، خديو زمان ، وخسرو اوان ، داود صولت ، سليمان حشمت ، سكندر شوكت ، سپهر رتبت ، خورشيد رفعت ، كيوان جلالت ، مشترى سعادت ، بهرام قدرت ، قبلهء سلاطين معدلت آئين ، وقدوهء خواقين محمدت قرين ، رفعت افزاى سپهرِ سلطنت وشاهى ، خورشيد تابان آسمان ظلّ اللهى ، قالع آثار كفر وطغيان ، قامع رؤوس صوفيان جوكيان مزدكيان .
اى در ركاب عدل تو نوشيروان روان * فغفور در ركاب چون اردوان « 1 » دوان
مالد به خاكِ راه تو هر مه جبين جبين * سايند بر درِ تو بلند افسران وسران
از عدل تو فكنده خزان از درخت رخت * در عهدِ تو نداده كس از بد نشان نشان
از بيمت اى دلاور دشمن شكار كار * بر خود چه عنكبوت تهمتن تنان تنان
چون هست جاى دشمن ذوالاقتدار دار * خواهند خسروان ظفر توأمان امان
از هيبت تو منزل بهرام گور گور * با چاكران كوى تو صاحبقران قران
جسته زابر جود تو هر تاج بخش بخش * شسته ز آب مدح تو هر مرزبان زبان
هامش
( 1 ) ج : هندوان