مشكل اقليدس وشكل عروس * در نظرت آمده مشتى خيال
درس طبيعى چه كنى جا كند * جان ارسطوت به صفّ نعال
چون سخن از علم الهى كنى * نكته لطيف آرى وبىاعتدال
مسئله زافراط وز تفريط پاك * منصرف از مرحلهء اعتلال
مختصر انسان كه نبايد محل * مطنب از آن سان كه نزايد ملال
نكتهء توحيد تو را بر زبان * پاك ز تشبيه برى ز انعطال
قاعدهء عدل تو را زير لب * منحرف از اشعرت واعتزال
حرف نبوّت چو نهى در ميان * بركشى از وجه شريعت سدال
زاهد تفريطى خشك قشون * رند اباحت منش لا ابال
آن زتعزّم چو خوارج حرج * اين زترخّص چه غلات همال
نافر رخصت چه درازى به قيد * عقد عزيمت چو دهى انحلال
آن زتهوّد برهد وز غضب * اين زتنصّر بجهد وز ضلال
چون كشى از وجه امامت نقاب * حجت عترت بنمائى وآل
وضع كنى چون كه موازين قسط * جمله براهينِ قوامِ عدال
منخفض آيد چو كلام از غلوّ * فاءَ إلى منهجه العدل غال
مرتفع آيد چو حديث از قصور * جاءَ إلى مسلكة القسط قال
ختم مباحث چه كنى بر معاد * پرده زبرزخ كشى و از مثال
چون ز برازخ متدرّج شوى * عود مجسّم بنمايد جمال
نكته دقيق آيد و معنى عميق * قدرت محض است تقدّس تعال
جنّت جسمانى وحور وقصور * نشأهء روحانى وقرب وصال
مقعد صدق ملك مقتدر * جنّت عدنِ أبد بىزوال