عدل تو سايه افكن فرق عباد بادآفاق كله ؛ حفظ تو روز وشبان شبانگرگى كزين رمه همه را مىربود بودلطف تو گر نبود به روز شبان شبانهر خس ز بيم آتش قهرت چو خار خارعدلت زياد داد گلِ گلستان ستاندر دور تو روان ز لب برّه شير شيرخون يلان زچكچكى خون چكانچكانشاه زمانه فتحعلى آنكه داد دادعدلش چنان كه گشت ستم از جهان جهانجايش فراز تخت جم وكيقباد بادتا بسپرد به مهدى آخر زمان زمانمن قال آمين ابقى اللَّه مهجتهفهذا دعاء للبرية شامل
صورت مراسلهء
شفقّت شاملهء بندگان نوشيروان نشان ، شاهى ظل اللهى ، بعد از رسيدن متمّم رسالهء « خيراتيه » به مطالعهء ساطعهء خدّام عليّه عاليه شوقمند ؛ ملاقات سعادت ايّام ، بعد از اظهار مراسم صحبت صفحهنگار ؛ صحيفهء دوستى والفت مىگردد كه در زمانى خيريت توأمان ؛ مكتوبِ مؤالفت نشان و اصل ، ومضمون موافقت نمودن آن معلومِ رأىِ حقّانيت بنيان ، از اينكه مشعر بر استقامت وجود