در برابر مريدان نماز نادرستى كنند ، و براى رفع تهمت به مكّه روند ، و اظهار اعتقاد به نماز و روزه و حج وسائر احكام شرعيه نمايند ، و هر جا نشينند معجزه از خود نقل كنند ، وخرقهء پشمينه پوشند لعنهم اللَّه تعالى « 1 » . و اما فرقهء هفتم ؛ كه مباحيهاند ، مانند واصليه گويند كه : همه چيز بر عارف حلال است حتّى خوردن مال مردم به دزدى و حيله ، و همچنين فروج حتّى وطى مادر و خواهر و دختر و پسر ، وگويند : شك و يقين هر دو يك حجاب راهند ، قتلهم اللَّه تعالى « 2 » . و اما فرقهء هشتم ؛ كه ملامتيهاند ، مرتكب مناهى شرعيهاند ، و در آن مبالغه تمام نمايند ، به حدّى كه اگر خمر و مانند آن نيابند آب انار و مانند آن در شيشه كرده در برابر مردم خورند ، واگرچه با جميع طوايف صوفيه در قول به جبر ؛ و بودن خير وشر به تقدير خالق بشر شريكند ، لكن بر شركا افزودهاند كه ارباب معاصى را بر اصحاب طاعات وعبادات شرف ومزيت دهند ، از آن جهت كه مردمان ايشان را به سبب ارتكاب عصيان ملامت مىكنند ، و اين درجهاى است به غايت بلند كه دست هيچ كس از عابدان بدان نرسد ، و اين گروه نزد جميع طوايف صوفيه عزيزند ، بعضى از متعصبان مانند جامى وغيره در مقام توجيه واصلاح افعال ايشان در آمدهاند ، شيعه بايد كه فريب نخورد ، والتفات به قول متعصبان ننمايد « 3 » . و اما فرقهء نهم ؛ كه حاليهاند ، گويند : دست زدن ورقصيدن ونعرهزدن
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 579 و 580
( 2 ) تبصرة العوام : 49 ، حديقة الشيعه : 580
( 3 ) حديقة الشيعه : 580 و 581 ، نفحات الانس : 9