كامل حاصل شود ، و خود را از علماى باطن شمارند ، و آنچه را اهل شريعت به آن مشغولند علم رسمى ظاهرى دانند « 1 » .
علم رسمى سر به سر قيل است وقال * نه از آن كيفيّتى حاصل ، نه حال
علم نبود غير علم عاشقى * مابقى تلبيس ابليس شقى « 2 »
و اين معنى را از باطنيّه اسماعيليه كسب كردهاند ، وگويند ايمان مخلوق نيست ، ومرتبهء ولايت بلكه نبوت نيز كسبى است ، ومريدان را كلاه وخرقه دهند ، و چهل روز در خلوت نشانند ، و آن را چلّه نام نهند ، و از خوردن حيوانى در آن ايام منع كنند ، خرّب اللَّه بنيانهم ودفع شرّهم وطغيانهم « 3 » . و اما فرقهء چهاردهم كه كامليهاند ، و اهل دين كاهليه خوانند ، با غايت جهل دعوى كمال كنند ، حقّا كه كمال جهل اين است ، وگويند : پيرِ كامل بايد طلب كرد ، و بعد از يافتن دست از دامنش بايد كوتاه نكرد ، و ترك كسب معاش را واجب دانند ، و به خرقه ولقمه كه بر ايشان تصدّق كنند قانع شوند ، و به لذّات نفسانى از غنا ورقص مشغول گردند ، و آنها را عبادت نام نهند ، و با پسران ودختران مردم عشق ورزند ، و اگر نماز نادرستى كنند و گاهى كلمهء « لا إله الا اللَّه » گويند به غنا گويند آن را واسطهء فريب ابلهان واحمقان گردانند ، وگرد خانهها خصوصاً خانههاى ظالمان گردند ، واكثر اوقات مشغول خبث وغيبت علماء و صلحاء باشند ، و با آنكه خود را تارك دنيا گويند از همه بيشتر طلب دنيا كنند ، و گاهى نعره زنند كه مردم بر خود بلرزند ، وگاه آواز پست وضعيف
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 582
( 2 ) كشكول شيخ بهائى : 1 / 209 ، نان وحلواى شيخ بهائى : 4
( 3 ) حديقة الشيعه : 583