كردن را حرام مىدانند ، و خود را بر زنده كردن اموات وميراندن احيا قادر مىدانند ، وديوانگان را دوست مىدارند . و اما فرقهء پنجم : كه مشاركيهاند لعنهم اللَّه ، كه خود را افضليه نيز گويند ، و اهل دين ايشان را مشركيه خوانند ، ايشان دعوى مشاركت با انبياء كنند ، و خود را در مرتبه با آنها شريك دانند ، وگويند خدا ما را عزيز داشته كه مأمور به دعوت نساخته ، و اگر خواهيم خلق را دعوت وهدايت كنيم ، و ما را بر انبياء فضيلتى هست كه ميان فضيلت ما و خدا واسطه نيست ، وميان خدا وانبياء واسطه هست ، ودعوى اماتت احياء واحياء اموات مىنمايند « 1 » .
تنبيه نهمدر ذكر فرقهء ششم تا پانزدهم
اما فرقهء ششم كه آن شمراخيهاند ، كه در اصل طايفهاى از خوارج بودهاند ، گويند كه : چون صحبت قائم شود وحالها در دلها راه يابد امر و نهى و ساير امور شرعيه باطل گردد ، و شنيدن سازها وارتكاب ملاهى ومناهى از اكل لقمههاى حرام و غير آن جمله حلال شود ، و زنان وكودكان چون گل وريحانند كه بوى آن بر خاص وعام مباح است ، و اين طايفه اگر چه به صورت اهل صلاح در عالم مىگردند اما مفسدانند ، ومدام در كميناند كه شخصى را به دام آورده از راه ببرند ، وهرگاه بينند كه سفيهى فريب ايشان خورده و به غايت معتقد ايشان شده اندك اندك از عقائد باطلهء خود در كارش كنند تا سخن را به نفى واجب الوجود تعالى شأنه رسانند ، و اگر نتوانند اظهار اعتقاد خود كردن ،
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 579