گذشت . و بايد دانست كه سبب تمادى وطغيان ايشان در كفر آن بود كه : به مطالعهء كتب فلاسفه مشغول شدند ، و چون بر قول افلاطون قبطى واتباع او اطلاع يافتند ، از غايت ضلالت گفتارِ غوايت شعار او را اختيار كردند . و از جهت آنكه كسى پىنبرد كه ايشان دزدان مقالات واعتقادات قبيحهء فلاسفهاند آن معنى را لباس ديگر پوشانيده وحدت وجودش نام كردند ، و چون معنى آن را از ايشان پرسيدند از روى تلبيس گفتند كه اين معنى به بيان در نمىآيد ، وبىرياضت بسيار وخدمت پير كامل به آن نمىتوان رسيد ، واحمقان را سرگردان ساختند ، وجمعى از سفيهان در آن باب اوقات بسيار ضايع كردند وفكر دوانيدند ، و آن كفر عظيم را تأويلها كردند « 1 » . اما آنچه افلاطون قبطى وتابعان او گفتهاند كه اين طايفه در آن تصرف نمودهاند ، و آن را وحدت وجود نام كردهاند اين است : افلاطون وجمعى از پيروانش گفتهاند كه : علت اولى خلق را از نفس خود آفريده ، و هر موجودى هم خالق است وهم مخلوق ، و اگر كسى نيك تأمّل كند خواهد دانست كه سبب گمراهى اكثر اهل باطل خصوصاً ملاحده فلاسفه شدهاند خذلهم اللَّه تعالى ، و اگر كسى كتاب « تهافت الفلاسفه » را مطالعه كرده باشد مىداند كه شيخ قطب راوندى رحمه الله در حق فلاسفه در آن كتاب چه مىگويد .
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 566