بدعة تكون من بعدي يكاد بها الإيمان ولياً من أهل بيتي موكّلًا به يذبّ عنه ، ينطق بإلهام من اللَّه ، ويعلن الحق ، وينوّره ، ويردّ كيد الكائدين ، يعبّر عن الضعفاء ، فاعتبروا يا اولى الابصار . . . » « 1 » . پس چون تواند بود كه مذهبى وبدعتى كه در زمان حضرت صادق عليه السلام وضع كنند آن حضرت در اين باب سخن نگويد وخاموش نشيند ، بلكه احاديث در ردّ آن جماعت از آن حضرت بيشتر از ديگران روايت شده ، لكن بعضى از آنها كه دعوى علم كردهاند از آن بىخبر بودهاند ، وجمعى تقيّه كرده آن را پنهان داشتهاند ، وجماعتى ميل به دنيا كرده در اخفاى آن كوشيدهاند ، بلكه بعضى آن طريقهء مذمومه را نيكو دانسته ؛ براى دنيا پيش گرفتهاند « 2 » . بعد از آن آخوند مرحوم حديث ابوذر را از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله از كتاب ورّام ، وحديث مذمّت ابو هاشم كوفى را از كتاب « قرب الإسناد » على بن حسين بابويه روايت كرده به نحوى كه گذشت « 3 » . بعد از آن فرموده كه : آن كتاب شريف به خط مصنّف به دست اين فقير افتاد ، و در آن حديث ديگر در باب اين گروه مسطور است ، كه در آن از نماز جمعه از معصوم سؤال كردهاند ، كه اگر بيشتر آن را ديده بودم در كتاب « زبدة البيان » روشنتر از آن سخن مىگفتم .
هامش
( 1 ) كافى : 1 / 54 حديث 5 ، حديقة الشيعه : 563
( 2 ) حديقة الشيعه : 561 - 563
( 3 ) خيراتيه : 1 / 35 و 42 ، اثنا عشريه شيخ حر عاملى : 34 ، عين الحيوة : 576 ، حديقة الشيعه : 563 ، بحارالانوار : 74 / 91 ، امالى شيخ طوسى : 2 / 550