الحق بگو ، و در آن كتاب صريح دعوى خدائى كرده « 1 » . ومحيى الدين در كتاب « فتوحات » مىگويد : سبحان من أظهر الأشياء وهو عينها « 2 » ، يعنى پاك ومنزّه باد آن كسى كه ظاهر گردانيد چيزها را واو عين اين چيزهاست ، وعلاء الدّوله كه يكى از مشايخ اين طايفه است او را به اين واسطه طعن زده ودشنام داده ، چنان كه اشاره به آن شده . وشيخ عزيز نسفى وعبد الرزاق كاشى ، وعطّار وملّاى روم ، وبسيار كسى غير ايشان از متأخّرين صوفيه اين مذهب را خوش كردهاند ، و در نظم ونثر اين اعتقاد را از خود اظهار نمودهاند ، و اين جماعت خدا را تشبيه مىكنند به دريا ومخلوقات را به موج دريا ، ومىگويند كه : ظاهر است كه موج دريا عين درياست ، يعنى مخلوقات همه خدايند . و اين طايفه كسانى را كه دعوى خدائى كردهاند ، خواه در پردهء حلول واتحاد ووحدت وجود ، وخواه خارج از اين پرده ، مانند نمرود وشدّاد وفرعون ، دوست مىدارند و همه را از خود مىشمارند ، نمىدانم كيست از متأخّرين شيعه كه فريب اين طايفه خورده ، ايشان را از نيكان پنداشته است ، و بعضى ديگر تقليد او كردهاند . لكن مىدانم كه متقدمين علماى اماميه اين قوم را بسيار مذمّت كردهاند ، وكتابها مشتمل بر طعن ايشان نوشتهاند ، و از اصحاب عصمت عليهم السلام وجوه در كفر وبطلان ايشان نقل كردهاند ، با آنكه در آن زمان كسى از اين طاغيان به وحدت وجود قائل نشده بود .
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 568 ( نقل از جوهر ذات )
( 2 ) نفحات الانس : 488 ، حديقة الشيعه : 568 ( به نقل از فتوحات )