معقول نيست « 1 » . بدانكه : به اعتقاد اين دو طايفهء ملعونه تعدّد وتكثّر خدا لازم آيد ، زيراكه ممكن است كه در هر عصرى هزار عارف و زياده به هم رسد چنان كه گذشت از قيصرى در « شرح فصوص » كه تكفير نصارى نه به سبب اعتقاد خدائيت عيسى بود ، بلكه به سبب حصر خدائيت در عيسى بود . صاحب كتاب « بيان الأديان » گويد كه : اصول حلول واتحاد بعد از جرمانيه - كه طايفهاند از صائبيه - از نصارى برخاسته ، وغُلات شيعه يعنى آنان كه بعضى از ائمهء اثنا عشر را خدا مىدانند ، وغلات اهل سنّت - يعنى صوفيه - كه مشايخ خود را خدا مىدانند حلول واتحاد را از نصارى گرفتهاند ، و هيچ مذهبى از مذاهب به مذهب نصارى از آن دو مذهب نزديكتر نمىباشد « 2 » انتهى . و بايد دانست كه متقدمين صوفيه مانند بايزيد وحلّاج بر يكى از آن دو مذهب بودهاند ، و به سبب اعتقاد فاسد كه اين گروه داشتهاند اكثر علماى شيعه مانند شيخ مفيد ، وابن قولويه ، وابن بابويه صوفيه را - خواه حلوليه وخواه اتحاديه - از غلات شمردهاند ، و يقين حاصل است كه ايشان بدترين طوايف غلاتند و از نواصباند چنان كه گذشت . و بعضى از متأخرين اتحاديه ، مثل محيى الدّين عربى ، وعزيز نسفى ، وعبدالرزاق كاشى ، كفر وزندقه را از اين گذرانيده ؛ به وحدت وجود قائل شده ، گفتهاند هر موجودى خداست ، چنان كه در حكايات مار سياه وغيره
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 565
( 2 ) حديقة الشيعه : 566 ( نقل از بيان الاديان )