و اگر كسى آن احاديث وكتابها را نديده باشد ، و عاقل ومنصف باشد از قول محمّد بن يعقوب كلينى - نوّر اللَّه مرقده - در كتاب « كافى » كه مىفرمايد :
( باب دخول الصوفيه على أبى عبداللَّه عليه السلام وإحتجاجهم عليه ) مىبايد بداند كه اين گروه از مخالفانند « 1 » . و از كلام ابن بابويه كه در كتاب « اعتقادات » مىگويد : تديّنهم به ترك الصلاة و جميع الفرائض « 2 » و از گفتار شيخ مفيد - عليه الرحمه - كه مىفرمايد : دينهم ترك الفرائض والمستحبّات وارتكاب المناهي والمحرّمات « 3 » تفرّس مىنمايد كه ايشان ملحدان وزنديقاناند « 4 » . ودليل بر اينكه اين جماعت از مخالفانند بسيار است ، يكى اينكه :
جمعى از علماى شيعه كه كتابها در ذكر فرق اسلاميه نوشتهاند ، اين قوم را از مخالفين شمردهاند ، و از جملهء طوايف سنّى گرفتهاند . و ديگر آنكه يك كتاب نمىتوان يافت كه يكى از قدماى شيعه در تصوّف تصنيف كرده باشد به خلاف آنكه قدماى علماى سنّى كتاب در تصوّف بسيار نوشتهاند ، و به غير از اين دليل بسيار است « 5 » .
هامش
( 1 ) كافى : 5 / 65 ، حديقة الشيعه : 569
( 2 ) اعتقادات صدوق : 76
( 3 ) حديقة الشيعه : 569 ( نقل از شيخ مفيد ) ، همچنين شيخ مفيد در « تصحيح الاعتقاد : 136 » مىنويسد : « والحلاجيّة ضرب من أصحاب التصوّف ، وهم أصحاب الإباحة والقول بالحلول . . . وهم قوم ملحدة وزنادقة » . يعنى : حلاجيّه گروهى از صوفيان مىباشند كه همه چيز را حلال دانسته ، ومىگويند خدا در آنها حلول كرده است ، آنها گروه بىدين وزنديق مىباشند
( 4 ) حديقة الشيعه : 569
( 5 ) حديقة الشيعه : 569