تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

تنبيه دوم‌بنيان گذاران تصوّف

ابو هاشم ملعون مثل نصارى به حلول واتحاد قائل شد ، لكن نصارى دربارهء عيسى عليه السلام به حلول واتحاد قائل بودند ، واو از براى خود اين دعوى بنياد نهاد ، و در اين دو دعوى متردد ومتحيّر بود ، و معلوم نيست كه در آخر رأى شومش بر كدام يك قرار گرفته . در كتاب « اصول الديانات » مسطور است كه : او به ظاهر عُمَرى وجبرى ، و در باطن ملحد ودهرى بود ، ومرادش از وضع اين مذهب آن بود كه دين اسلام را برهم زند ، و از ائمهء معصومين عليهم السلام چندين حديث در طعن او وارد است ، وپيروان او را خواه صوف پوشند وخواه نپوشند صوفيه گويند ، وگاه به كنيت او ، وگاه به نام او ، وگاه به نام پدر او ، ايشان را منسوب گردانيده : هاشميه ، وابو هاشميه ، وعثمانيه ، وشريكيه خواندند . و چون سفيان ثورى طريقه و روش او را خوش كرده ، صورت ورؤيت وتشبيه ، وتجسيم بر مذهب او افزود ، وعرصهء اين مذهب باطل را وسيع گردانيد ، اين فرقه را ثوريه وسفيانيه نام كرده‌اند . و بعد از آن ايشان را به بايزيد بسطامى نسبت داده ، يزيديه وبسطاميه لقب كردند ، و به اعتبار قائل بودن به حلول واتحاد ايشان را حلوليه واتحاديه خواندند ، و چون جمعى از ايشان در اتحاد مبالغه نموده به وحدت وجود قائل شدند ، ايشان را وحدتيه نام كردند و به حسين بن منصور حلّاج ايشان را منسوب ساخته منصوريّه وحلّاجيه گفتند .