تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
طوايف سنى گرفته ، وزشتى مذهب ايشان را ظاهر گردانيده ، و در نسخه‌اى از نسخ اين كتاب كه قريب به زمان مصنف ، و از روى خط او نوشته بود ، ديدم كه مىگويد كه : آنان كه خود را اهل سنت و جماعت گويند دو فرقه شوند . و حاصل كلامش اين است كه : يك فرقه اصحاب حديث‌اند ، و يك فرقه اصحاب الرأيند ، تا مىرساند به جائى كه مىگويد : امّا به اعتبار اعتقاد هفت گروه‌اند وشيعه يك گروه‌اند ، و اين فرق هشت گانه كبار فرق اسلاميه‌اند ، و هر يكى را شعب وطرق است ، چنان كه پيش از اين ياد كرديم ، واشاعره را يك فرقه از كبار امت شمرده . آنگاه مىگويد : دوم معتزله‌اند ، وايشان دو فرقه‌اند ، و آن دو فرقه را شمرده ، بعد از آن مىگويد : سوم از آن فرق هشتگانه شيعه‌اند ، وايشان پنج فرقه‌اند ، و از كلامش چنان معلوم مىشود كه اين پنج فرقه كبار فرق شيعه‌اند ، زيراكه بعد از تعداد شعب ايشان مىگويد كه : مجموع بيست و يك فرقه‌اند مجملًا ؛ خوارج را پانزده فرقه گرفته‌اند ، ومجبّره شش فرقه ، مشبّهه دوازده فرقه ، وآنگاه مىگويد حلوليه ، وايشان دو فرقه‌اند ، ونوريه را يك فرقه از ايشان شمرده ، وحلوليه يك فرقه‌اند ، و بعد از آن هشتم از آن فرق هشتگانه مرجئه‌اند ، وايشان شش فرقه‌اند . پس مىگويد : چون اصول اين هفتاد و سه فرقه وكبار ايشان را پديد كردم ، اكنون در هر يكى به حدّ استقصا سخن گويم « 1 » . غرض آنكه با وجود آنكه سيّد مذكور تقيه كرده ؛ صوفيه را يكى از كبار فرق مخالفين گرفته ، ومىبايد ديد كه دربارهء ايشان به تخصيص دربارهء حسين
هامش
( 1 ) بيان الاديان : 26 - 66