ايشان را كه افشاى آن را پُر بىصرفه نمىدانست بر سر منبر بيان كرد . و پيش از او بعضى از رؤساى اين فرقه - به كنايه ورمز - بعضى از اسرار خود را كه همه محض كفر بوده در مجالس ادا مىكردند ، و خود را در آن حالت مست ومدهوش وا مىنمودند ، الّا بايزيد كه مكرر بىباكانه « ليس في جبتي سوى اللَّه » ، و « سبحاني ما أعظم شأني » ، و « رأيت اللَّه في منامي » ، و « رأيت اللَّه في صورة شيخ هرم » مىگفت ، و در اصول به ظاهر حلولى ومشبهى بود ، و در فروع به مذهب مالك عمل مىنمود ، و در باطن ملحد وزنديق بود ، وسنيان بستهاند كه او سقّاى امام جعفر صادق عليه السلام بود ، و اين محض افترا است ، و اين شقى معاصر امام حسن عسكرى عليه السلام بود ، و چند روزى خدمت جعفر كذّاب كرده بود . و اين طايفه به ظاهر به مذهب احمد بن حنبل و مالك عمل مىكردهاند ، و به ظاهر شبلى مالكى مذهب بود ، وذوالنون شاگرد مالك بود ، و بيشتر اين طايفه در باطن ملحد بودند ، امّا حسين بن منصور رسوائى را از بايزيد هم گذرانيد ، وكفر والحاد خود را بىپلاس پوشانيدن ظاهر گردانيد ، توقيع به لعن او بيرون آمد ، و از جمله كسانى كه فتوى به قتل او نوشتند يكى ابن روح است كه از وكلاء حضرت صاحب الزمان عليه السلام است . و عادت متعصبان سنّى است كه هركس را كه از اين طايفه ببينند كه رسوائى را از حدّ گذرانيده ، وپرده از روى كفر خود برانداخته ، مانند بايزيد بسطامى وحسين بن منصور حلّاج ، گويند دو تا بودهاند ، واكثر صوفيه دعوى دوتائى ايشان مىكنند ، با آنكه در ديگر جايها به اتحاد قائل شدهاند ، در اين طور جايها از غلبهء تعصب قاعدهء مذهب باطل خود را فراموش كردهاند به
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٤٥٨