بن منصور حلّاج چه مىگويد ، و در اين باب بىتقيه علماى ما به عربى وفارسى كتابها نوشتهاند ، اما آنچه به فارسى نوشتهاند كتاب « ايجاز المطالب في ابراز المطالب » از همه بهتر است . و ديگر ؛ بايد دانست كه عثمان بن شريك كوفى كه به ابوهاشم كوفى مشهور بود ، در آخرهاى زمان بنىاميه اين مذهب و اين طريقه را وضع نمود ، وابن حمزه در كتاب « هادى إلى النجاة » ، وكتاب « إيجاز المطالب » ، وسيّد مرتضى در كتاب « فصول » اين را ذكر كردهاند ، و از مشايخ صوفيه شيخ عزيز نسفى در كتاب « تصفية القلوب » ، و امام قشيرى در چند رساله وكتاب « 1 » ، وملّا جامى در اوايل « نفحات » از او نقل كرده و خود به اين قائل است « 2 » ، و در بسيارى از كتابهاى شيعه وسنى اين معنى مضبوط است . و با وجود اين جمعى از متعصّبان در معنى صوفى ووجه تسميه آن ؛ چه دست و پا زده و چه وجوه درهم بافتهاند ، حتى بعضى از ايشان گفتهاند كه :
صوفى عبارت است از اصحاب صُفّه ، وگروهى از غافلان نادانسته به آن تأويلات فاسده معترف گشتهاند ، و به آن سخنان واهى سفيهان را در وادى گمراهى انداختهاند . ووجه تسميهء آن بود كه ابوهاشم مذكور مانند رهبانان جامههاى پشمينه درشت مىپوشيد « 3 » .
هامش
( 1 ) رساله قشيريه : 7
( 2 ) نفحات الانس : 31
( 3 ) مقدمهء ابن خلدون : 647