و همچنين است آنچه روايت كردهاند از پيغمبر صلى الله عليه و آله كه شاعرى در خدمت آن حضرت اين اشعار خواند « قد لسعت حبة الهوى كبدي » تا آخر اشعارى كه گذشت ، راوى گفت كه : پس حضرت پيغمبر آنقدر وجد نمود كه ردا از دوش مباركش افتاد ، پس به درستى كه اين حديث دروغ است به اجماع اهل علم ، وحديث دروغتر از آن اين است كه بعضى روايت كردهاند كه حضرت پاره پاره نمود آن را و اين كه حضرت جبرئيل عليه السلام پارهاى از آن را گرفت و بر عرش آويخت . پس اينها و امثال اينها از جمله چيزهائى است كه كسانى كه حضرت رسالت را شناختهاند مىدانند كه اينها همه دروغ است ، و بر آن حضرت بستهاند صلى الله عليه و آله « 1 » تمام شد كلام ابن تيميه . و همچنين حديث « مصباح الشريعة » ضعيف ، بلكه از موضوعات صوفيه است ، و يكى از رجال « مصباح الشريعة » شقيق بلخى صوفى است ، ومطلقاً نامش در كتب معتبرهء رجاليهء شيعه - بلكه در كتب رجال اهل سنت - نيز نيست . وقال الخال المفضال في ديباجة كتاب « البحار » ما لفظه : كتاب « مصباح الشريعة » فيه بعض ما يريب اللبيب الماهر ، وأسلوبه لا يشبه سائر كلمات الأئمّة
هامش
( 1 ) الفرقان بين اولياء الرحمان وأولياء الشيطان : 8 و 9