مثل اين سند خوب مثل اين متن بد را متحمّل مىشود و روايت مىكند ، پس قبيح ورسوا كند خدا دروغگويان را وواضعان احاديث را . و به تحقيق كه نقل كرده است آن را ابو الفرج از محمّد بن جعفر بن سهل از يعقوب بن عيسى از فرزندان عبدالرحمان بن عوف از ابن ابى نجيح از مجاهد مرفوعاً ، و اين غلطى است قبيح ، زيرا كه اين محمّد بن جعفر همان خرائطى است كه در سنهء سيصد و بيست و هفتم هجرت فوت شده است ، پس محال است كه شيخ يعقوب بن ابى نجيح را برخورده باشد ، خصوصاً كه در كتاب « اعتلال » « 1 » آن را روايت كرده است از همين يعقوب از زبير از عبدالعزيز « 2 » از ابن ابى نجيح ، وخرائطى مذكور مشهور است به ضعف در روايت كه ابن جوزى آن را در كتاب « ضعفا » نوشته است . و كلام حفّاظ اسلام در انكار اين حديث همان ميزان است ، و به ايشان است رجوع در اين شأن ، و صحيح نشمرده است بلكه حسن نيز ندانسته است اين حديث را كسى كه در علم حديث بر تصحيح او اعتماد توان نمود ، و نه كسى كه عادتش تساهل وتسامح در سند حديث بوده ، وكافى است همين كه ابن طاهرى كه كمال مساهله در نقل احاديث مىنمايد وغث وسمين ومنخنقه وموقوذه و آنها را نقل مىكند اين حديث را انكار نموده و شهادت بر بطلان آن داده ، بلى ابن عباس رضى الله عنه از او بعيد و منكر نيست كه آن را گفته باشد . و به تحقيق كه ابو محمّد بن حزم نقل كرده كه : از او سؤال شد از مردهء عشق ، جواب گفت كه : او كشتهء هوا وخواهش خود است ، و بر او قصاصى
هامش
( 1 ) مصدر : الاعتدال
( 2 ) در مصدر « عن عبدالملك عن عبدالعزيز » آمده است