كتاب « الداء والدواء » گفته به اين مضمون : اما حديث « من عشق فعف » كه در سندش سويد بن سعيد است ، پس به تحقيق كه انكار نمودهاند حفّاظ اسلام اين حديث را بر او ، كه از آن جملهاند ابن عدى در « كامل » ، وبيهقى در « ذخيره » ، وابن طاهر در « تذكره » ، وابو الفرج بن الجوزى آن را در موضوعات شمرده ، وابو عبداللَّه حاكم آن را انكار نموده ، با وجود آنكه كمال تساهل در باب احاديث مىنموده ، و گفته : كه من تعجب مىكنم از سويد . پس شيخ الاسلام گفته كه : من مىگويم كه حق ودرست آن است كه اين حديث از كلام ابن عباس است ، وغلط كرده است سويد كه به حضرت رسالت صلى الله عليه و آله رفع نموده ورسانيده است ، و آن شباهت ندارد به كلام پيغمبران . و اما روايت كردن خطيبب ازهرى از معافى بن زكريا از قطبة ابن فضل از احمد بن محمّد بن مسروق « 1 » از سويد از ابن مسهّر از هشام ابن عروه از پدرش از عايشه - رضى اللَّه عنها - از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله ، پس از ظاهرترين غلطهاست ، و روايت نمىكند هشام از پدرش از عايشه مثل اين حديث را نزد كسى كه اندك بوى حديث را بوئيده باشد ، و ما شهادت مىدهيم از براى خدا كه عايشه - رضى اللَّه عنها - هرگز روايت نكرده است اين را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و نه عروه از عايشه و نه هشام از عروه . و اما حديث ابن الماجشون از عبدالعزيز بن ابى حازم از ابن ابى نجيح از مجاهد از ابن عباس - رضى اللَّه عنهما - از حضرت رسول صلى الله عليه و آله ، پس دروغ است بر ابن الماجشون ، واو هرگز اين را روايت نكرده است و نه زبير بن بكّار از او ، بلكه اين حديث دروغ و از جعل وضّاعين است ، وسبحان اللَّه چگونه
هامش
( 1 ) در مصدر « احمد بن مسروق » آمده است